|
ارجاع به عوامل بيروني ، هميشه صادقانه نبوده و گاهن ميتواند براي سلب مسئوليت و فرافكني علت ناكامي به عامل يا عوامل بيروني و تاريخي ، يا به نوعي همان ديگري بزرگ باشد ، ارجاعي كه بيشتر براي حفظ ژست يا ارضاي وجدان معذب سوژه است در مقابل پذيرش مسئوليت شكست - و در نهايت تن زدن از مسئوليت خود سوژهگي.
اما گويي اين نسخه ، در عصر هژموني ليبراليسم ، توانايي خوانش تمامي ابعاد و زواياي شكست جنبشهاي اجتماعي و سياسي را ندارد. زيرا در وضعيت كنوني با گونهاي از پذيرش شكست مواجهيم كه در بطن خود مانعي دروني براي پيروزي دارد ، نسخهاي كه در آن ديگر ميل معطوف به تحقق ميل يا پيروزي نيست ، بلكه صرف ادامه دادن تبديل به خود هدف شده است ، همان گفتاري كه در ژستي شبه قهرماني با اين شعار كه « راه همان هدف است » حتي خود را راديكال نيز نشان ميدهد. اما راه خوانش اين گفته دقيقاً جدي گرفتن ژست آن است ، بدين صورت كه اين ادعا نه معطوف به هدف ، بلكه خواهان حفظ ظاهر و ژست سياسي و راديكال بودن است. نسخهي ليبرال و جهاني شدهي اين گفتار نشستن امكان يا وعدهي خوشبختي از طريق پرستش گوسالهي زرين « كار سخت » است به جاي خود خوشبختي ، همان وعدهاي كه ماشينهاي كار، ساعت كارخانهها ، سرعت شمار اتومبيلها ، جاروجنجال سياستمداران ليبرال مصلح و لبخند تمام وقت مجريان رسانههاي همگاني آن را جار ميزنند با اين وعده كه « اگر اكنون خوشبخت نيستي ، اگر امسال هم گندزدي ، ميتواني با تلاش و كوشش ، سال يا سالهاي بعد و بعد خوشبخت شوي ». و مشكل اينجاست كه اتفاقن همين وعده و امكان خوشبختي ، خود به صورتي ساد و مازوخيستي به خود ارضاء و خوشبختي تبديل ميشود.(1)
اما مسئله صرف اين جابجايي هم نيست ، بلكه مشكل كيفي است كه سوژه از اينگونه ادامه دادن وضعيت و امتناع از تحقق خوشبختي كسب ميكند. حيرت آورتر نيز تن دادن پنهان جنبشهاي سياسي و اجتماعي تغييرگراست به اين فرمول براي كسب ژست سياسي و حفظ جايگاه و منافع خود - حتي اگر از نوع اقتصاد ليبيدويي و نمادين هم باشد . ...
[ ادامه متن ]
13 دی 1387 email:
rokhdaad@rokhdaad.com
|