1- اثر یا متن مورد نقدت را دستكم یك بار هم كه شده بخوان.
2- مطمئن شو كه میخواهی چیزی را بكوبی.
3- مطمئن شو كه میخواهی تماماش را بكوبی. دنبال موازنه یا حفظ تعادل و میانهروی نباش. سعی نكن زبان تئوریك و فلسفی را با زبان كنایی و بزنبهادری تركیب كنی تا از این طریق دومی را موجه نشان دهی. لازم نیست در یك جمله واحد از دو تركیب ’مردك ابله خر‘ و ’مطابق با دیالكتیك هگلیـلاكانی‘ استفاده كنی.
4- از موضوع نقد فاصله بگیر. (تصمیم بگیر كه آیا میخواهی آن چیز را روی سر خودش خراب كنی یا اینكه به اطراف منفجرش كنی، یا اینكه اصلاً میخواهی بهشیوه خلبانان ژاپنی جنگ دوم عمل كنی و خودت را هم با ابژه نقد بتركانی، كه در این صورت به یك راهنمای طولانی مجزا نیاز خواهی داشت.)
5- مطمئن شو كه آیا بعد از ویرانكردن آن چیز بازهم میخواهی سری به دور و بر آن چیز بزنی یا نه. (توصیه میشود این كار را نكنی. وقتی بمبی در جایی میاندازی، برنگرد تا چند لگد هم برای محكمكاری به اینور و آنورش بزنی.)
6- حتیالامكان فارسی (یا هر زبان مورد استفاده دیگر) را نسبتاً قابلفهم بنویس، البته نباید كل متن قابلفهم باشد. (بهكارگیری سجاوندی بیاندازه مهم است: از گیومه درست استفاده كن. چون شك نیست كه بهكرات از گیومه استفاده خواهی كرد. دستكم سی تا چهل درصد علائم سجاوندی در یك نقد كوبنده را گیومهها تشكیل میدهند. آنقدر زیاد گیومه به كار نبر كه معلوم نشود آیا آنچه داخل گیومه است باقی متنات است یا آنچه بناست داخل گیومه باشد.)
7- هرگز از علامت تعجب (!) استفاده نكن. (غیركوبندهبودن نقد با تعدّد علائم تعجب در متن نقد نسبتی مستقیم دارد. مگر اینكه از اصوات ندا و از این قبیل استفاده كرده باشی، نظیر: ’های!‘، ’هو!‘ ، ’بیسواد!‘، كه اصلاً توصیه نمیشود. وقتی چیز عجیب و شاخدرآوری از موضوع نقدت نقل میكنی، لازم نیست تعجبات را با علامت تعجب نشان دهی. اگر نقلقول واقعاً شاخدرآر باشد، آدم خودبهخود تعجب یا چیزی از این دست خواهد كرد.)
8- چهره مظلوم و قربانی به خودت نگیر. (وانمود نكن در سمت خیر ایستادهای. باید بتوانی نشان بدهی كه دستان تو هم آلوده است، البته بیآنكه دقیقاً جمله ’دستان من هم آلوده است‘ یا، از آن وقیحانهتر، ’البته راقم این سطور خود عاری از خطا و حب و بغض نیست‘ را بنویسی. اصولاً هرگز اشاره نكن كه نقدت غرضورزانه نیست.)
9- هیچ شور و هیجانی نشان نده، مگر در بهكاربستن طنز. هرگز نباید عصبانی به نظر برسی، باید عصبانی باشی.
10- هرگز از خودت دفاع نكن.
11- جملات طرف را زیاد نقل و تكرار نكن (و اگر لازم است نقل كنی، جملاتی نسبتاً طولانی و كامل را نقل كن).باید بدون اینكه دستت خیلی به ابژه بخورد، دربوداغوناش كنی، و بههیچوجه این كار را با پا و لگد انجام نده.
12- موقع ضربهزدن رجز نخوان. یا میزنی یا نمیزنی. ضربه را با گارد بسته و دهان بسته بزن.
13- مشتی از خروار را نشان نده. یا یك مشت، یا یك خروار. ادعا نكن كه ’پرداختن به دیگر موارد در این مقال نمیگنجد.‘
14- از احساسات (معمولاً مزخرف) خودت حرف نزن. مرتب ’ابراز تأسف‘ نكن، مثلاً، از اینكه ’یكی از مشكلات گریبانگیر جامعه ما...‘.
15- بدون استفاده از كلمات توهینآمیز توهین كن. و بدون استفاده از ناسزا ناسزا بگو. (برای این كار باید از میانجیهای فرهنگی استفاده كنی. مثلاً بهجای آنكه مستقیماً به طرف بگویی ’بوزینه بیشعور دهاتی‘، بهشیوهای منطقی و منسجم از استعاره ’بوزینه‘ در چنین گفت زرتشت نیچه استفاده كن.) تو مجازی هر توهین و حملهای بكنی، اما مسأله اساسی این است كه توهین تو بار حقوقی پیدا نكند. بنابراین ردپاها را محو كن. این مشخصه اصلی یك نقد كوبنده درستوحسابی است.
16- هرگز از طرف مورد نقد، پرسشهای استفهامی و كنایی نپرس تا مثلاً تناقضاش را به او بفهمانی. ( خطا یا بلاهت او را درقالب پرسشی سقراطی از خود او نشان نده. چون واقعاً ممكن است جوابی، هرقدر بیمعنا، بدهد و این باعث میشود كل فرآیند عبث نقدنویسی از نو تكرار شود. خیال طرف را راحت كن كه چندان حوصله ادامهدادن دعوا را نداری.)
17- از صفتهای متعدد و اضافات ’خلاقانه‘ پرهیز كن. اصولاً فرضات این باشد كه آدم بیمزه و بهاصطلاح لوسی هستی. در جعل تیكه و متلك چندان خلاقیت و پشتكار عجیبی به خرج نده. ولی با این حال اگر حس طنز نداری، سعی كن یك نقد معمولی بنویسی یا صرفاً به برخی اشارات موعظهگرانه بسنده كنی.
18- هرگز طرفات را شرمنده نكن. این یگانه اصل اخلاقی نقدنویسی كوبنده است.
19- گاهی اوقات واقعاً ضروری است كه در همان ابتدای نقد صریحاً به مزخرفبودنِ موضوع نقد اشاره كنی. در دیگر موارد چندان عجله نداشته باش. و وقتی این كار را میكنی، قطعاً متنات بسیار كوتاه، یا اصلاً منتفی، خواهد شد، كه ایرادی هم ندارد.
20- پیش از همه اینها اول مطمئن شو كه موضوع اصولاً به نقدكردن، بالاخص از نوع كوبندهاش، میارزد یا نه. اگر موضوع نقد زیادی ابلهانه، بیمعنا، مبتذل، یا آشغال باشد، شك نكن كه كاملاً محتمل است خودِ نقد نیز ابلهانه، بیمعنا، مبتذل، یا آشغال شود.
اكنون برای روشنشدن موارد فوق به بخش بسیار كوتاهی از یك نمونه اخیر از نقدی كه میخواهد كوبنده باشد میآوریم؛ شخصی به نام عبدالكریم سروش نقدی نوشته است با عنوان: ’حضور بیرحم تیشه تخریب: سخنی دوستانه با یك روشنفكر ایرانی: مراد فرهادپور‘ (هفتهنامه شهروند، شماره 69). بهزعم راقم این سطور، اگر بنا را بر بیست تز فوق بگذاریم، این نوشته فقط و فقط با تز 7 و 16 خواناست، و در نقض بالاخص تزهای 6، 8، 9، 10، 14، 17، 18 زیادهروی عجیبی كرده است. بنابر یكی از شبهنظرات قبلی صاحب این قلم، كه صاحب رسالهای در الاهیات الترجمه نیز هست، از آنجا كه ترجمه تحتاللفظی عبارت یك زبان به زبان دیگر، خاصه انگلیسی معیار، قادر است نكاتی جالبی را درباره متن اصلی نشان دهد و بعضاً حتی معنای (ناموجود) آن را عیان سازد، اجازه دهید همین كار را درخصوص چند سطر از نقد فوق انجام دهیم تا دستگیرمان بشود كه احیاناً نویسنده تقلا میكرده است چه چیزی را بیان كند. البته راقم این سطور، باز بنابر تز 1 و 20، بههیچ رو در موقعیت نقد نوشته شخص مذكور نیست. دراینجا به ترجمه چند عبارت كوتاه بسنده میكنیم (كاری كه البته ناقض تز 13 است). نویسنده درجایی مینویسد: گرچه اشاراتم در این سخنان فقط به مراد فرهادپور نیست اما ناچارم از او شروع كنم، چون اوست كه به قول جوانها چندی است... و حال جملات كاملاً ’ادیبانه‘ بعدی كه قرار است ترجمه تحتاللفظی شوند تا حقیقتاً رمزگشایی گردند:
’به من گیر میدهد‘ و حمله بر من درویش یك لا قبا میآورد و پا در كفش من میكند و خاك در چشم من میزند و تیغ بر چهره من میكشد...
… [he] ’gives me gripe’ and brings assault upon me, this one-cassocked Derwish, and puts his foot in the shoe of mine and pours grit into the eye of mine and draws blade on the face of mine…
برای روشنترشدن قضیه فقط تصور كنید، مثلاً، تری ایگلتون در نیو لفت ریویو از چنین عباراتی در نقدی بر اسلاوی ژیژك استفاده كند.